نگاهي به زنگ ورزش در مدارس
چيپس بهتر است يا ورزش ؟!
ساره گودرزي
هيس ... !
هوهوچيچي، هوهوچيچي، هفت ـ هشت نفر از دخترها مانتوي همديگر را از پشت گرفتهاند و همراه با آن پا ميكوبند، چند نفري گوشه حياط حلقه زدهاند و چيپس ميخورند. سه ـ چهار نفري هم با طنابهاي نسبتاً سالمي كه در كمد دبيرورزش قبلي جا مانده بود آفتاب مهتاب بازي ميكنند. گرگم به هوا نام بازي چند دانشآموز شلوغ و پر سر و صداي كلاس است كه حياط مدرسه را پر كردهاند. خانم ناظم پشت شيشه اتاق معاون ميآيد، بلندگو را روشن ميكند و ميگويد: «هيس ... ! آرومتر كلاسهاي ديگه درس دارند، يا آرام باشيد يا برويد سر كلاس» !
جيرينگ !!!
با صداي شكستن شيشه يكي از كلاسها، همه بچهها جيم ميشوند. يكي دو نفري به سرويس بهداشتي ميروند و بقيه داخل راهرو و كنار بوفه مدرسه زانو به بغل مينشينند. وسط حياط خالي ميشود از بچهها. يكيشان زيرلب غر ميزند: «مثلاً زنگ ورزشه، هركاري ميتونيم بكنيم غير از فوتبال.»
آقاي مدير توپ به دست داخل حياط ميشود، هيج كس نديد، توپ را چه كسي شوت كرد. مدير تصميم ميگيرد پول شيشه شكسته را بين همه بچههاي كلاس تقسيم كند. دقايقي بعد توپ وسط حياط كوچك مدرسه ميان پاي بچهها تاب ميخورد. يكي زمين ميخورد، تيم ياغي گل ميزند، دروازهبان عصباني بيهدف توپ را با دست پرتاب ميكند؛
جيرينگ !!!
نگاهي به آموزش زیست محیطی در کشور
دونده اي كه به مقصد نرسيده است
امروزه توسعه پایدار در ايران بيشتر يك شعار تبليغاتي است تا يك برنامه بلند مدت و كاربردي براي حفظ و ارتقاي منابع انساني و طبيعي. شايد به همين خاطر اين توسعه پايدار به عنوان يك عبارت تزييني زينت بخش بسياري از خطابه ها و سخنراني ها است. جالب تر آنكه گاهي بعضي از مديران بدون در نظر گرفتن جايگاه علمي اين واژه براي مهم نشان دادن عملكردشان بارها و بارها از آن ياد مي كنند. متاسفانه ارتباط توسعه پايدار با رشد اقتصادی، توسعه اجتماعی و حفظ محیط زیست بشتر با نگاهي كلي همراه است و كمتر به زير ساخت ها و عناصر وابسته آن كه «تقويت ارتباطات بين المللي» ،«امنيت فراگير» و«آموزش همگانيIT » بخشي از اين زير ساخت است توجه ميشود.
در كشور ما هرگاه سخن از توسعه پايدار مي شود بيشتر به جنبه هاي محيط زيستي آن توجه مي شود و در اين رهگذر آنقدر از محيط زيست وتوسعه پايدار صحبت شده است كه بعضي از مردم فكر مي كنند بروز و ظهور اين توسعه تنها با حفظ محيط زيست اتفاق مي افتد، هر چند كه براي توسعه و حفظ منابع زيستي هم در مقايسه با بسياري از كشورها، راه هاي نرفته بسياري پيش روي داريم، كه دستیابی به این هدف بدون مشارکت فعال و موثر جامعه میسر نخواهد شد و این مشارکت نیز از طریق تقویت و توانمندسازی نهادهای مدنی صورت می پذیرد.
شعار بسياری از تشكل های غير دولتي كه در رابطه با محيط زيست فعاليت مي كنند در دو محور مهم خلاصه ميشود:«حفظ محيط زيست براي ارتقاء کیفیت زندگی انسان ها» و«مراقبت بهتر از منابع انرژی برای استفاده نسل های آینده».
سرمايه گذاري در حوزه آموزش همگاني حفظ محيط زيست
بايد اين واقعيت را پذيرفت كه، هیچ سیستم رسمی آموزش زیست محیطی در ایران وجود ندارد،وزارت آموزش و پرورش وزارت علوم وسازمان حفظ محیط زیست، هنوز نتوانسته اند سیاست توسعه آموزش زیست محیطی را در يك تعامل مشترك تدوين كنند. اتفاقي كه در نظام آموزش ابتدايي تا دانشگاه در كشورهاي توسه يافته اتفاق افتاده است.
جاي نگراني جدي است كه فقط بخش كوچكي از موارد زیست محیطی به صورت اختصار در کتاب های درسی مانند علوم و جغرافی مقطع راهنمایی گنجانده شده كه درمقابل حجم مطالب آموزشي دانش آموزان در كشوري مثل ژاپن نزديك به صفر است؛ ضمن اينكه بايد اين نكته را اشاره كرد كه، امروزه بسياري از كشورها نظام آموزش غيرمستقيم حفظ محيط زيست را به عنوان الگويي رايج در بدنه آموزش پيش دبستاني تا پايان دوره راهنمايي نهادينه كرده اند. البته در سال های اخیر نشانه های مثبتی شامل تصویب لایحه اخیر آموزش زیست محیطی برای دانش آموزان سال سوم مقطع راهنمایی و فعالیت های کمیته های مشترک وزارت آموزش و پرورش و اداره کل حفاظت محیط زیست در براي گنجاندن آموزش های زیست محیطی در کتاب های درسی ودوره هاي آموزش معلمان انجام شده است كه اصلا كافي نيست.
در شرايطي كه «آموزش حفظ و نگهداري محيط زيست» هنوز در نظام آموزشي ما نهادينه نشده «آلودگی خاک»،
« آب»، « تنوع زیستی» و «اکوسیستم های خاکی» در حوزه های آبریز، محیط زیست کشور را تهدید می کند. همچنين استفاده بی رویه کشاورزان از آفت کش ها و سموم، آلودگی کارخانه ها با دفع پسمانده هاي ناشي از فعاليت های معدنی، زباله های شهری، پسمانده های عفونی، لجن های اسيدی و نفتی، آلودگی آبهای جاری و زيرزمينی تالاب ها و سواحل را تهديد مي كند و انقراض گونه هاي گياهي و جانوري را به دنبال دارد. آموزش محيط زيست در دنيا به 4بخش مهم تقسيم شده است.
1)آموزش از طريق نظام آموزش و پرورش با تاكيد بر آموزش غير مستقيم .
2)آموزش با استفاده از امكانات رسانه اي با تسهيلات رايگان و بهره گيري از امكانات دولتي مانند پخش رايگان توليدات زيست محيطي نهاد هاي غير دولتي «NGO» ها از تلويزيون.
3)حمايت از فعاليت ها و پروژه هاي دانشگاهي
4) استفاده بهينه از امكانات محيطي در شهر ها با تدوين و اجراي نظام هماهنگ آموزش شهروندان .
بودجه و برنامه ها
آموزش زیست محیطی نیازمند منابع مالی کافی برای فرهنگ سازی است، دکتر محمد یزدی ـ معاون آموزش و برنامه ریزی سازمان محیط زیست ـ در گفتگو با کارگزاران با اشاره به رشد بودجه بخش آموزش در سازمان محیط زیست و افزایش چهار برابری آن می گوید: «سال گذشته بودجه ای که به این بخش اختصاص داده شد، 950میلیون تومان بود اما مجلس در سال جاری این بودجه را به 4 میلیارد و سیصد میلیون تومان افزایش داد که خوشبختانه مبلغ قابل توجهی است و می توان با برنامه ریزی صحیح بهترین بهره را از آن برد.»
وی درخصوص برنامه های سازمان محیط زیست برای اين بودجه می گوید: «سازمان محیط زیست بر اساس برنامه توسعه چهارم چند وظیفه اساسی براي گسترش آموزش عمومی و تخصصی و نظام جامع اطلاعاتی جهت ارتقای آگاه عموي بر عهده دارد. به عقيده دكتر يزدي :«ما پیش از برنامه ریزی در بخش آموزش می بایست در زمینه حفظ محیط زیست فرهنگسازی کنیم به طوری که تک تک افراد جامعه خود را موظف به رعایت مسایل زیست محیطی بدانند.»
دکتر یزدی همچنین عقیده دارد؛ «ما برای رسیدن به یک فرهنگسازی مناسب باید از روش های مختلفی استفاده کنیم، مثلاً می بایست مسایل زیست محیطی را در کتاب های درسی و فعالیت های آموزشی مقاطع مختلف تحصیلی؛ مهدکودک، دبستان و ... بیان کنیم.»
معاون آموزش و برنامه ریزی سازمان محیط زیست ادامه می دهد: «این کار از سه سال قبل در کتاب های علوم و جغرافی دوره راهنمایی و در کتاب شیمی دوره دبیرستان آغاز شده که هنوز نا كافي است، برای مثال به جای اینکه دو یا سه صفحه درباره محیط زیست باشد، می توان یک فصل را به این موضوع اختصاص داد. البته طبق آیین نامه اجرایی ماده 60 قانون توسعه برنامه چهارم وزارت آموزش و پرورش، سازمان محیط زیست، وزارت علوم تحقیقات و فناوری و صدا و سیما موظف هستند که راهکارهای گسترش این فرهنگ را به طور هماهنگ فراهم کنند.»
بر همین اساس وزارت علوم تحقیقات و فناوری طبق تفاهم نامه ای که با سازمان محیط زیست امضا کرده پذيرفته، به تمام متون های درسی برنامه های آموزش رسمی درس های زیست محیطی را اضافه کند، همچنین طبق مکاتباتی که این دو سازمان با یکدیگر داشته اند، به زودی رشته های مختلف زیست محیطی در تمام دانشگاه های کشور تصویب و اضافه می شوند و درس محیط زیست برای برخی رشته های مرتبط اجباری و برای برخی رشته های دیگر اختیاری خواهد شد.
صدا و سیما نیز به عنوان رسانه ملی، نقش مهمی را در آموزش فرهنگ زیست محیطی به عهده دارد؛ دکتر یزدی در این زمینه می گوید: «نمایش انیمیشن یا برنامه های مختلف آموزش حفظ محیط زیست در صدا و سیما هزینه بالایی دارد که با تصویب هیأت دولت این کار بدون دریافت وجه و به صورت ميان برنامه های کوتاه انجام خواهد شد.»
منتظر می مانیم ...
از گوشه و کنار خبرهاي خوبی شنیده می شود، مثلاً چند هفته پیش خبر تشکیل « شورای محیط زیست» در شهرداری تهران باعث خوشحالی عده زیادی از دوستداران محیط زیست شد، شورایی که برنامههای گسترده ای برای حفظ محیط زیست پیش رو دارد که مهمترین آن، استقرار نظام ایزو ۱۴۰۰۱ است که با استقرار آن تهران اولین پایتخت دارای نظام محیط زیست شهری خواهد بود و به باشگاه شهرداریهای دارای ایزو خواهد پیوست.
آغاز فعالیت پلیس محیط زیست کودک و نوجوانان با هدف ارتقای سطح آگاهی کودکان در حفظ محیط زیست، افزایش 1000اتوبوس CNG به ناوگان حمل و نقل عمومی، افتتاح 10 بوستان و افزایش سرانه سبز تهران ، طرح تفکیک زباله از مبدأ و ... خبرهایی است که دوستداران طبیعت را خوشحال می کند، اما آیا آموزش محیط زیست در کشور با اختصاص بودجه چهارد میلیارد و سیصد میلیون تومانی انجام می گیرد؟ باید منتظر نتیجه برنامه ریزی ها، اقدامات و وعده هایی بود که مسئولان آن را پیش بینی کرده اند.
(روزنامه كارگزاران تيرماه 1385)
درد دل های يك همسر شهید
اي خدا ، دست هایش ...
(چندباري براي كارهاي گرافيكي و صفحهبندي به دفترش رفته بودم، اما انگار او اينبار سوژه من شده بود. گزارش را كه گرفتم، به سه ـ چهار جايي كه فكر ميكردم جرأت و جسارت چاپش را دارند، دادم. اما همهشان پاپس كشيدند، گفتند ميدانيم راست ميگويد، اما نميشود ... ميداني كه ... !!!)
يك مادر و پسر ....
حلقهی اشک دور چشم هايش را خيس میکند، دستهای لرزانش را میبرد جلوی دهانش، صدايش را آرام در گوشهايم میپاشد؛ «خدا ازشان نگذرد، من که نمیگذرم. زندگی جوانم را، تنها اميد زندگی و مرد خانوادهام را از من گرفتند ...»
اشک روی صورتش سر میخورد و می ريزد روی چادرش، زير چشمی به محسن نگاه میکند و میگويد: «به رويش نياوريدها ... اما دکترها میگويند دستهايش ديگر حس ندارند.»
نگاهي به تيتر رسانههاي خبري در ايام انتخابات
از حرف تا عمل ... !
نزديك انتخابات، در و ديوار شهر پر ميشود از پوسترها و تصاوير رنگين نامزدهاي انتخاباتي. هر كس سعي ميكند با شعار زيبا و پرمعناتر خودش را از هم قافلهايهايش جلو بياندازد و در اين ميان هر موضوعي را كه بتواند به پيروزياش كمك كند، دستاويز قرار ميدهد. در روزهاي پرجنبوجوش انتخابات اخير، در اخبار رسانههاي كشور با تيترهاي اميدوار كننده و مثبتي روبرو شديم. تيترهايي كه نويد وعدههاي بسيار خوبي را ميدادند، اما هر روز كه ميگذرد، مطمئن تر ميشويم كه وعدهها توخالي و پوچ بودند، چون هيچ اقدام عملي در اين ميان نديديم . . .

گزارشي از مراكز كاهش طلاق در كشور
بيشتر مراجعهكنندگان به زندگي برگشتهاند!
طلاق يك آسيب اجتماعي است، فرزندان طلاق قربانيان آسيبهاي جامعه هستند، آمار طلاق روزبهروز افزايش پيدا ميكند، طلاق…
خواندن تيتر صفحات اجتماعي روزنامهها گاهي كلافهمان ميكند و گاهي حيرتزده، به اين خبر نگاه كنيد؛ «طبق آمار سازمان ثبت اسناد، در شش ماه اول سالجاري 43 هزار و 287 فقره طلاق داشتيم كه اين آمار در مقايسه با سال گذشته در همين زمان با افزايش 8 درصدي روبهرو بوده است. در مقابل آمار ازدواج نيز نسبت به سال گذشته با 9 درصد افزايش همراه بوده است.»
رشد طلاق در كشور ما كه خانواده از ديرباز تاكنون جايگاه ويژه و مقدسي داشته، دغدغه مهم امروز جامعه ما تبديل شده است.
از همين رو است كه سازمان بهزيستي پس از رايزني با قوه قضاييه ، مراكز مداخله در بحران خانواده به منظور كاهش طلاق را ايجادكرد. مراكز كاهش طلاق از سال 1378 در چند استان كشور راهاندازي و به مرور زمان گسترش يافت. اين مراكز را در سطح دادگاهها، مراكز مداخله در بحران و مركز بهزيستي با حضور يك تيم تخصصي شامل يك مددكار و روانشناس فعاليت مي كند.
