گزارشي از مراكز كاهش طلاق در كشور
بيشتر مراجعهكنندگان به زندگي برگشتهاند!
طلاق يك آسيب اجتماعي است، فرزندان طلاق قربانيان آسيبهاي جامعه هستند، آمار طلاق روزبهروز افزايش پيدا ميكند، طلاق…
خواندن تيتر صفحات اجتماعي روزنامهها گاهي كلافهمان ميكند و گاهي حيرتزده، به اين خبر نگاه كنيد؛ «طبق آمار سازمان ثبت اسناد، در شش ماه اول سالجاري 43 هزار و 287 فقره طلاق داشتيم كه اين آمار در مقايسه با سال گذشته در همين زمان با افزايش 8 درصدي روبهرو بوده است. در مقابل آمار ازدواج نيز نسبت به سال گذشته با 9 درصد افزايش همراه بوده است.»
رشد طلاق در كشور ما كه خانواده از ديرباز تاكنون جايگاه ويژه و مقدسي داشته، دغدغه مهم امروز جامعه ما تبديل شده است.
از همين رو است كه سازمان بهزيستي پس از رايزني با قوه قضاييه ، مراكز مداخله در بحران خانواده به منظور كاهش طلاق را ايجادكرد. مراكز كاهش طلاق از سال 1378 در چند استان كشور راهاندازي و به مرور زمان گسترش يافت. اين مراكز را در سطح دادگاهها، مراكز مداخله در بحران و مركز بهزيستي با حضور يك تيم تخصصي شامل يك مددكار و روانشناس فعاليت مي كند.

يك جايگاه خوب
نداسادات ميرسرابي، كارشناس مراكز كاهش طلاق، درباره اين مراكز ميگويد: «مراكز كاهش طلاق صرفاً مراكزي نيستند كه بهدنبال كم كردن يا كاهش آمار طلاق باشند. كار اصلي مراكز اين است كه زوجين را نسبت به آسيب و صدمات پس از طلاق آشنا سازد. براي مثال زوجهاي كه از همسر خود طلاق ميگيرد، اگر توانايي مالي نداشته باشد و نتواند مخارج و مايحتاج خود را تامين كند، با مشكلات بسياري روبهرو ميشود و ممكن است به جمع آسيبديدگان اجتماعي افزوده شود و يا زوجي كه همسر خود را طلاق ميدهد ممكن است به عوارض روحي و رواني مبتلا شود و نتواند از فرزندان خود به خوبي نگهداري كند و فرد دچار مشكلات شديد شود و... كه مشاوران و روانشناسان ما سعي ميكنند با نشان دادن افق پيشرو زوجين را نسبت به آينده روشن كنند تا در صورت بروز طلاق هم كمتر دچار آسيب شوند.»
وي مي گويد : «بيشترين خدماتي كه اين مراكز به مراجعهكنندگان حضوري خود ارائه ميدهند خدمات تخصصي روانشناسي و مددكاري اجتماعي است.»
مير سرابي اين جمله مي افزايد: «گاهي نيز مشاوران حقوقي ما، نسبت به حقوق طرفين- زوج و زوجه- افراد را آگاه ميكنند، براي مثال مهريه يا نفقهاي كه زن بايد دريافت كند، يا حقوقي كه مرد در صورت عدم تمكين زن ميتواند اعمال كند.»
وي مي گويد : زماني كه يكي از زوجين براي طلاق به مركز مراجعه كنند و مشخصي شود طرف مقابل او دچار بيماري رواني است، كارشناسان در صورت وجود روانپزشك در مراكز، وي را به روانپزشك ارجاع داده و يا همسر او را براي معالجات و درمانهاي بعدي به مراكز معرفي ميكنند.
ميرسرابي توضيح ميدهدكه پس از معرفي فرد به روانپزشك و بررسي وضعيت وي اگر درمانها و معالجات مفيد باشد، مشاورههاي بعدي براي طرفين انجام مي شود و در صورتي كه نشود كاري براي پيشگيري از طلاق انجام داد، خدمات مشاوره بعد از طلاق ارائه ميشود.»
اين كارشناس مركز كاهش طلاق معتقد است، جايگاه اين مراكز بهخوبي در مراجع قضايي و دادگاهها جا افتاده و همكاري خوب مسئولان قضايي موجب پيشرفت و بهبود كار شده است. بهطوري كه معمولاً بدون برگه نظر تخصصي تيم مراكز و يا حتي در مواردي بدون حضور تيم تخصصي راي طلاق را صادر نميكنند.
يك راه ديگر
در حال حاضر 91 مركز كاهش طلاق در سراسر كشور مشغول فعاليت است و به روز كردن اين طرح يكي از برنامههاي دفتر آسيبديدگان اجتماعي است.
ميرسرابي معتقد است: «در اين روزها مدل مسايل و مشكلات در ايران همزمان با ساير كشورها تغيير يافته است كه برنامه و اطلاعات مشاوران ما نيز بايد به تناسب آن تغيير پيدا كند، بهروز كردن اطلاعات و آگاهي براي درست اجرا كردن طرح يكي از برنامههاي ما است كه براي عملي كردن آن با انستيتو خانواده درماني لندن IFT ارتباط برقرار كرديم و ضمن تبادل برنامهها از تجارب يكديگر استفاده ميكنيم، بهنظر ميرسد بايد راهكارهاي جديدي براي كاهش طلاق در نظر بگيريم، چون نگاه به طلاق تغيير پيدا كرده است.»
وي در ادامه حرفهايش به تفكر سنتي با لباس سفيد به خانه رفتن و با لباس سفيد از خانه بيرون آمدن اشاره ميكند و ميگويد: «انگار ديگر اين نگاه و تفكر در جامعه حكمفرما نيست. ما حالا با اقشاري روبهرو هستيم كه به راحتي به طلاق به عنوان اولين و آخرين راهحل نگاه ميكنند و هيچ تلاشي براي ادامه يا تداوم زندگي خانوادگي خود ندارند و زماني كه با يك مسئله پيچيده روبهرو ميشوند سريع به طلاق فكر ميكنند.»
او معتقد است بايد مهارت حل مسئله را در افراد بالا ببريم، بايد كاري كنيم كه يا اصلاً به طلاق فكر نكنند و يا اگر فكر ميكنند بدانند راه ديگري هم هست، بالا رفتن جايگاه خانواده در جامعه و اهميت به نقش پررنگ آن در زندگي مسائلي است كه ميتواند مانع بروز طلاق در جامعه شود.

كاهش طلاق...؟!
موضوعات مختلفي ميتواند عامل طلاق باشد؛ عدم تفاهم، مسائل مالي، دخالت خانواده و... شهين فرجمند، مددكار اجتماعي مركز مداخله در بحران «ذوالفقاري» در اين باره ميگويد: «بيشترين مراجعهكنندگان زماني كه براي طلاق ميآيند علت را اعتياد و بيكاري همسرانشان اعلام ميكنند مسائلي كه در ادامه منجر به شرايط نامساعد مالي و دخالت اطرافيان ميشود.»
فرجمند جايگاه مراكز كاهش طلاق را خيلي خوب ميداند و توضيح ميدهد: «خوشبختانه با تلاش مديريت مركز و ارتباطاتي كه با مراجع انتظامي و قضايي منطقه شده است، بسياري از افراد به صورت خود معرف، يا معرفي مراكز و نهادهاي ذيربط به مركز ما مراجعه ميكنند و از خدمات مشاورهاي بهرهمند ميشوند، مهم اين است كه افراد بدانند زماني كه دچار بحراني در خانواده ميشوند. كمك يك مشاور يا مددكار براي حل مسئله بسيار مفيد است و نبايد هميشه به آخرين راهحل فكر كرد.
معمولاً زماني كه افرادي به مراكز مراجعه ميكنند، از طريق مشاور، به صورت جداگانه يا با هم مشاوره ميشوند. فرجمند ميگويد: «در ابتدا ما به صحبتها و حرفهاي زوجين گوش ميدهيم، و چندين مشاوره براي آنها ميگذاريم كه بيشتر موارد منجر به سازش شده مگر در مواردي كه هيچ راهحل ديگري نباشد و ادامه زندگي مشكلات بيشتري را براي طرفين بهوجود بياورد، مثلاً اگر خطرات جسمي يا روحي براي هركدام داشته باشد و نتوان در اين زمينه كمكي به آنها كرد مجبور هستيم كه با طلاق موافقت كنيم.»
او جوانها را بيشترين كساني ميداند كه براي طلاق مراجعه ميكنند و تاكيد ميكند: «افراد معمولاً از 24 تا 37 سال هستند كه به علت بياطلاعي از ويژگي هاي يكديگر يا عدم ارتباط با هم طلاق را بر زندگي مشترك ترجيح ميدهند و بايد بدانيم اين موضوع فقط به سواد فرد بستگي ندارد و افرادي كه سطح سواد بالايي دارند نيز از اين مهارتها بينصيب هستند.»
در مركز مداخله در بحرانهاي اجتماعي نواب صفوي نيز خدمات مراكز كاهش طلاق ارائه ميشود. مهري باقري جبلي مشاور حقوقي كاهش طلاق اين مركز ميگويد: «خيلي كم پيش ميآيد زوجين با همديگر به مركز بيايند، اغلب خانمها مراجعه ميكنند و تقاضاي ارائه مشاوره دارند و مردها كمتر مراجعه ميكنند. آنان موضوعات مختلفي را براي طلاق عنوان ميكنند. كه معيشت و وضعيت اقتصادي مهمترين اولويتها است.»
باقري معتقد است اگر يك تيم با توان علمي و كارايي بالا در مركز مستقر باشد بازده پيش از پيش خواهد بود، او ميگويد: «بايد به صورت گسترده روي اين مسئله كار كنيم، مثلاً وقتي خانوادهاي دچار مشكل است. فقط به توضيحات زوج و زوجه اكتفا نكنيم بلكه روي فرزندان حتي پدر و مادر همسران هم اقدام كنيم و با خانواده درماني، يك كار بنيادي و اصولي را برنامهريزي كنيم.»
مشاور مركز نواب صفوي ميگويد: «تلاش زيادي ميكنيم تا بتوانيم روي درمان مشخص كار انجام دهيم. مثل حمايتهاي مالي از افرادي كه بيكار هستند يا يك فرد معتاد را براي ترك اعتياد به مراكز بهزيستي ارجاع دهيم و... اينها تمام اقداماتي است كه ميتواند عوامل بروز طلاق را كاهش دهد.»
نگاهي به آمار
از 91 مركز كاهش طلاق كشور، 20 مركز در دادگاهها، 38 مركز در مراكز مداخله در بحران، 26 مركز مستقل و 7 مركز در مراكز بهزيستي قرار دارند كه تا پايان سال 84، 15 هزار و 375 مورد پذيرش داشتيم كه 93 هزار و 642 مورد خدمات به آنها ارائه شده است.
در جدول زير به نتايج و عمكرد فعاليت طرح در سال 1384 اشاره شده است:
گويهها
نام طرحها
مداخله در خانواده به منظور كاهش طلاق (به درصد)
سازش و رفع مشكل مطروحه27%
سازش مشروط12%
عدم همكاري همسر اقدامكننده به طلاق6%
حمايت بهزيستي در تسريع طلاق 2%
حمايت بهزيستي در تعويق طلاق17%
تفاهم زوجين به طلاق خارج از مداخله كارشناسان4%
انجام جدايي و حمايت مادي و معنوي بهزيستي2%
ارجاع به قوه قضاييه24%

ودر آخر اينكه...
مراكز كاهش طلاق با اهداف بسياري كار خود را آغاز كرده است، اهدافي كه با پيگيري و جديت از طريق مشاوران و مددكاران مراكز دنبال ميشود؛ تلاش در جهت حفظ و تحكيم بنيان خانواده به عنوان اصليترين نهاد يك جامعه كاهش وقوع طلاق از طريق ارائه خدمات مشاوره و مددكاري و آشنايي زوجين با حل مسئله، كاهش آسيبهاي اجتماعي ناشي از طلاق- فرزندان طلاق، زنان خياباني، بيماريهاي رواني و... شناخت عوامل موثر در طلاق با هدف برنامهريزي در جهت آگاهسازي جامعه و حمايتهاي مورد نياز افراد پس از طلاق را ميتوان مهمترين اهداف اين طرح عنوان كرد.
هرچند شايد خيليها به صحبت كردن و مشاوره گرفتن اعتقادي نداشته باشند و طلاق را آخرين دريچه نجات و رهايي از شر مشكلات بدانند، اما با نگاهي به عملكرد مراكز كاهش طلاق ميتوان به پيشگيري از بروز اين پديده در خانوادهها اميدوار بود.
(اين گزارش در نشريه مهرنو، نشريه روابط عمومي سازمان بهريستي كشور منتشر شده است.)