تبليغاتX
كاغذ كاهي - زنگ ورزش در مدارس
گزارش‌هايي كه دوستشان دارم ....

نگاهي به زنگ ورزش در مدارس

چيپس بهتر است يا ورزش ؟!

ساره گودرزي

هيس ... !

هوهوچي‌چي، هوهوچي‌چي، هفت ـ‌ هشت نفر از دخترها مانتوي همديگر را از پشت گرفته‌اند و همراه با آن پا مي‌كوبند، چند نفري گوشه حياط حلقه زده‌اند و چيپس مي‌خورند. سه ـ‌ چهار نفري هم با طناب‌هاي نسبتاً سالمي كه در كمد دبيرورزش قبلي جا مانده بود آفتاب مهتاب بازي مي‌كنند. گرگم به هوا نام بازي چند دانش‌آموز شلوغ و پر سر و صداي كلاس است كه حياط مدرسه را پر كرده‌اند. خانم ناظم پشت شيشه اتاق معاون مي‌آيد،‌ بلندگو را روشن مي‌كند و مي‌گويد:‌ «هيس ... ! آروم‌تر كلاس‌هاي ديگه درس دارند،‌ يا آرام باشيد يا برويد سر كلاس» !

 

جيرينگ !!!

با صداي شكستن شيشه يكي از كلاس‌ها، همه بچه‌ها جيم مي‌شوند. يكي دو نفري به سرويس بهداشتي مي‌روند و بقيه داخل راهرو و كنار بوفه مدرسه زانو به بغل مي‌نشينند. وسط حياط خالي مي‌شود از بچه‌ها. يكي‌شان زيرلب غر مي‌زند: «مثلاً زنگ ورزشه،‌ هركاري مي‌تونيم بكنيم غير از فوتبال.»

آقاي مدير توپ به دست داخل حياط مي‌شود، هيج كس نديد، توپ را چه كسي شوت كرد. مدير تصميم مي‌گيرد پول شيشه شكسته را بين همه بچه‌هاي كلاس تقسيم كند. دقايقي بعد توپ وسط حياط كوچك مدرسه ميان پاي بچه‌ها تاب مي‌خورد. يكي زمين مي‌خورد، تيم ياغي گل مي‌زند، دروازه‌بان عصباني بي‌هدف توپ را با دست پرتاب مي‌كند؛

جيرينگ !!!

 

                                       ....    

 

فلسفه اختراع ...

تا به حال فكر كردي چرا زنگ ورزش را اختراع كرده‌اند؟

نويد حسيني،‌ دانش‌آموز كلاس سوم راهنمايي مي‌گويد: «من كه فكر مي‌كنم، به نام ورزش و به كام رياضي است.» او ادامه مي‌دهد: «اين حرف را مي‌زنم، چون يك سري كلاس‌هاي رفع اشكال برايمان مي‌گذارند، دبير ورزش هم در مسابقات است و بهترين زمان را زنگ ورزش مي‌دانند.»

هدي ناصحي، دوم دبيرستان است. او در اين‌باره مي‌گويد: «براي من فرقي نمي‌كند، دبستان كه بوديم نمي‌فهميديم ورزش چيست، فقط عموزنجيرباف بازي مي‌كرديم. راهنمايي و دبيرستان هم آنقدر حياط مدرسه كوچك است كه جز بدمينتون و پينگ‌پنگ بازي حركتي ديگري نمي‌توانيم انجام دهيم.»

ناديا پورمحمدي، دانش‌آموز كلاس اول راهنمايي در حرف‌هايش مي‌گويد:‌ «وقتي حياط مدرسه را استتار كردند، خوشحال شديم مي‌توانبم بدون محدوديت‌هاي قبلي ورزش كنيم، اما حالا مدتي مي‌شود كه معلم ورزشمان به مرخصي رفته است.»

 ناديا ادامه مي‌دهد:‌ «به غير از آن تجهيزات ورزشي هم قديمي شده‌، دسته‌هاي بدمينتون همه پوسيده، توپ‌هاي تخم‌مرغي بي‌پر شده‌اند و توپ‌هاي واليبال كم‌باد است و عملاً نمي‌توانيم ورزش كنيم.»

فرهاد به همراه مهدي در كوچه ايستاده‌اند. با توپ پلاستيكي رنگ و رورفته‌اي ، روپايي مي‌زند و مي‌گويد: «براي من فرق نمي‌كند زنگ ورزش باشد يا نباشد، مهم فوتبال است كه ما در كوچه محله‌مان هم آن را انجام مي‌دهيم.»

مهدي توپ را از فرهاد مي‌گيرد و در ادامه حرف‌هاي دوستش مي‌گويد‌:‌ «فلسفه اختراع زنگ ورزش هم مثل اختراع رياضي است، هيچ فايده‌اي ندارد.»

 

كمبودها و نبودها ...

مينو جواهري، دبير ورزش دو مدرسه راهنمايي دخترانه است. او مي‌گويد:‌ «حدود 18 ميليون دانش‌آموز در كلاس‌هاي درسي هستند، هر چند آموزش نكات درسي نكته‌اي است كه بايد به آن نوجه كرد، اما ورزش نبايد در حاشيه قرار گيرد.»

اين كارشناس تربيت‌بدني اعتبارات مالي و فضاهاي ورزشي را دليل اصلي ورزش در مدارس مي‌داند و توضيح مي‌دهد:‌ «طبق آماري كه مسئولان ارائه كرده‌اند جمع سرانه فضاهاي ورزشي سرپوشيده و روباز دا‌نش‌‌آموزان كشور، 9 صدم مترمربع است،‌ يعني سرانه فضاي سرپوشيده 2 صدم درصد و فضاي روباز 7 صدم مترمربع، آماري كه با استانداردهاي جهاني فاصله بسياري دارد.»

به گفته جواهري، استاندارد جهاني سرانه فضاي سرپوشيده براي هر دانش‌آموز دو مترمربع و فضاي روباز 6 مترمربع است.

سعيد طبيب‌زاده، دبير ورزش ديگري است كه كمبود نيروي متخصص تربيت‌بدني را يكي ديگر از دلايل ركود ورزش در مدارس كشور مي‌داند. وي مي‌گويد:‌ «اين كمبود در مقطع ابتدايي بيش از ساير مقاطع احساس مي‌شود و اين موضوع منجر به بروز ناهنجاري‌هاي مختلف جسمي ـ‌ اسكلتي در دانش‌آموزان دختر و پسر از جمله؛ كف‌پاي صاف، پاي پرانتزي، پشت گرد و شانه‌هاي افتاده مي‌شود.»

طبيب‌زاده ادامه مي‌دهد: «در كشور تحقيقات بسياري بر روي اين موضوع انجام شده و نتايج آن لزوم توجه مسئولان آموزش و پرورش به زنگ ورزش را جدي‌تر مي‌كند.»

وي همچنين ناكافي بودن و نبود وسايل ورزشي را با توجه به تعداد دانش‌آموزان يكي ديگر از مشكلات زنگ‌ ورزش در مدارس مي‌داند و مي‌گويد‌:‌ «دير رسيدن لوازم از تربيت‌بدني آموزش و پرورش به مدارس و اختصاص چند وسيله ورزشي محدود مثل توپ فوتبال، واليبال، بسكتبال،‌ تنيس روي ميز و بدمينتون، همين‌طور قديمي بودن آن‌ها بي‌انگيزگي را در معلمان ورزش و دانش‌آموزان تقويت مي‌كند.

 

 

80 ساله عقب‌مانده ...

هيچ مي‌دانيد درس تربيت‌بدني يا همان ورزش از سال 1306 وارد نظام آموزشي كشور شده است، يعني اين درس قدمتي 80 ساله دارد، پيشينه‌اي كه هر روز بيشتر از روز قبل به دست فراموشي سپرده مي‌شود. چند روز پيش تحقيق يك پژوهشگر انگليسي را مي‌خواندم. در اين تحقيق آمده بود كشورهاي پيشرفته دنيا، قهرمانان ورزشي خود را در مدارس شناسايي مي‌كنند. اين در حالي است كه اگر كمي دقيق به يك ساعت و سي دقيقه زنگ ورزش در كشور خود نگاه كنيم مي‌بينيم،‌ نه‌تنها اين زنگ يكي از مهجورترين زنگ‌هاست بلكه هيج اهميت و جايگاهي براي آن قائل نيستند.

 استانداردهاي جهاني مي‌گويند؛ اختصاص روزي 2 ساعت به ورزش در مدارس ضروري است، اما اينطور كه به نظر مي‌رسد با نگاهي به ظرفيت‌هاي موجود ورزش مدارس، ما باز هم با استانداردها فاصله داريم. البته شنيده مي‌شود در انتهاي برنامه‌ چهارم توسعه، زنگ‌هاي ورزش در طول هفته به 4 ساعت افزايش پيدا مي‌كند.

 

در آينده‌اي نه‌چندان دور ...

در اين گزارش هم مانند ديگر گزارش‌ها سري به وعده و وعيدهاي مسئولان مي‌زنيم؛ از كمبود فضاي ورزشي در مدارس گفتيم،‌ به تازگي نيز معاون پرورشي و تربيتي سازمان آموزش و پرورش تهران در سخناني گفته، وزارت آموزش و پرورش قصد دارد براي تأمين فضاي ورزشي موزد نياز دانش‌آموزان با سازمان‌ها و نهادهايي كه سالن‌هاي ورزشي دارند براي استفاده از سالن‌هاي ورزشي قراردادي امضا كند تا دانش‌آموزان براي زنگ‌هاي ورزش به اين مراكز مراجعه كنند كه فكر مي‌كنم با اين حساب بايد ساعت رفت و برگشت را از دو ساعت اعلام شده كسر كنيم.

مديركل دفتر تحقيقات و توسعه تربيت‌بدني نيز اعلام كرده كه تا پايان برنامه چهارم توسعه فضاي ورزشي دانش‌آموزان به يك مترمربع خواهد رسيد. البته اين مدير پاسخگو، خبر اختصاص سه ميليارد تومان اعتبار به تربيت‌بدني را نيز بيان كرده و اظهار داشته كه اين اعتبار تنها پاسخگوي يك پنجم نيازهاست. حالا شما خودتان زحمت جمع و تفريق فضاي فعلي سه صدم درصد و اعتبارات را بكشيد.

مديركل دفتر پيشگيري از آسيب‌هاي اجتماعي وزارت آموزش و پرورش هم انجام فعاليت‌هاي جايگزين را در دوره احياء تربيت‌بدني و پرورشي مناسب ارزيابي كرده است و نويد داده:‌ به زودي آموزش و پرورش در برنامه‌ريزي ورزشي مدارس به نقاط مطلوب‌تري خواهد رسيد.

مديركل دفتر فعاليت‌هاي ورزشي وزارت آموزش و پرورش، هم علاوه بر تهيه ليست بلندبالايي از دلايل ضعف زنگ‌ ورزشي در مدارس از جمله عوامل جوي غيرقابل پيش‌بيني،‌ كمبود امكانات فضاهاي ورزشي،‌ عدم توانايي معلمان ورزش براي تدريس رشته‌هاي ورزشي و .... اظهاراميدواري كرده است؛ براساس برنامه‌ريزي‌هاي سازمان نوسازي و توسعه مدارس، مدارس با بيش از 10 كلاس از فضاي ورزشي بهره‌مند شوند.

 

و اما ....

تا به حال دقت كرديد چرا بيشتر اوقات با وجود وسايل نسبتاً خوب در مدارس هيچ تمايلي به ورزش كردن نداريم، يا چرا چاقي در ميان نوجوانان ايراني بيش از ساير سنين شده است، دقت كرديد كه چرا وقتي مي‌دويم نفسمان به شماره مي‌افتد و بعد از دقايقي از نفس مي‌افتيم، چرا حوصله نشستن و يك بسته چيپس خوردن را داريم، اما ورزش و تحرك نه !

بسياري از كارشناسان تربيت بدني و حتي روانشناسان با اين نظر واحد موافق هستند كه دانش‌آموز ايراني چهره بانشاط و شادابي ندارد. ورزشي كه در مدارس از آن با عنوان ورزش صبحگاهي ياد مي‌كنند، بيشتر اوقات توسط يكي از همكلاسي‌هايمان انجام مي‌شود معمولاً با اشتباهات زيادي همراه است،‌ اشتباهاتي كه نه تنها به دانش‌آموزان كمكي نمي‌كند بلكه انجام حركات اشتباه اين نقص را كامل‌تر مي‌كند.

 از سوي ديگر توجه بيش‌ از اندازه مسئولان مدرسه به درس‌هاي تخصصي و بي‌توجهي‌شان به زنگ ورزش يكي ديگر از دلايل تنبلي ما در ورزش كردن است. در حالي كه از ورزش به عنوان يك علم به روز نام مي‌برند اما متأسفانه هيچ اقدام خاصي براي ارتقاي آن انجام نمي‌شود. وعده‌ها و قول‌ها در پشت پرده اعتبارات مالي و تخصيص بودجه گرفتار مانده‌اند و در اين ميان ما دانش‌آموزان مانده‌ايم و ذهن‌هايي سرشار اعداد و بدن‌هايي بي‌تحرك و خسته‌آلود.

 

«نشريه آينده‌سازان»

+ نوشته شده در  جمعه چهارم خرداد 1386  توسط ساره گودرزي  |